ناصر الدين شاه قاجار

198

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

سى فرسنگ گفت امّا اين تخمين است بايد مهندسى دور بزند و با ساعت مسافت را معيّن نمايد امّا اين تخمين بطورى قريب بتحقيق است كه اگر كم و زياد بشود بيش از دو سه فرسنگ نخواهد شد از منظريّه كه به سمت قم حركت مىشود تا يك فرسنگ بزراعت و شهر قم مانده از علائم زمين معلوم مىشود كه در قديم اين پنج فرسنگ راه هم دريا بوده است از قديم اين زمين را چال دريا مىگفته‌اند و حالا هم به همين اسم موسوم است در ميان زمينهاى اين صحرا بعضى صدفهاى دريائى ملاحظه شد محتمل است باز هم من بعد در اينجاها تشكيل درياچه بشود از منظريّه كه يك فرسنگ رو بقم حركت مىشود برودخانهء ساوه ميرسد كه از مغرب به سمت مشرق جريان دارد و از پل دلّاك عبور كرده رو بشمال برميگردد و داخل همين درياچه مىشود حسب الحكم دولت امين السّلطان بسركارى باقر خان پلى به اين رودخانه بسته است كه از ابنيهء معظمه محسوب مىشود و با كمال استحكام و جلوه بانجام رسانيده است از منظريّه تا اين پل جديد يكفرسنگ راه است عمق اين درياچه درست معلوم نيست چون قايقى حاضر نبود كه ميانش رفته با طناب معيّن نمايند يكنفر را فرموديم لخت شده هرقدر بتواند ايستاده در آب دريا برود الى دويست قدم بميان دريا رفت در آخر آب الى گردنش رسيد و از آن به‌بعد نتوانست راه برود شنا كرد گويا حالا وسط آب عمقش بيشتر از ده ذرع نباشد اين هم كه نوشتم حدس و تخمين است تا بعد صحيحا معيّن شود از لب اين درياچه كوه دماوند مثل يك كلّه قند پيداست و كوه البرز هم پيدا مىشود اين كوههاى برفى دماوند و البرز از دور يك منظر و تماشاى بسيار خوشى داشت كه كمتر همچو دورنمائى به نظر رسيده است ( انتهى ) اعتماد السّلطنه وزير انطباعات و دار الترجمهء خاصّه